آزادی جنسی محبت را از بین می برد
آزادی جنسی محبت را از بین می برد
!
بیگمان در بسیاری از کشورها فسق و فساد پنهانی جایگزین تجاوز و بدکاری علنی شده است،که بر شکل آزاد و به بصورت امری روا انجام می گیرد.بنابرین آزادی جنسی،و دلبستگی تغیر پذیر آن که از شخصی دیگر منتقل می شود،هر چند پرداخت پولی را بر ندارد،اما چنین علاقه و دلبستگی،تقلبی و غیر واقعی است و منجر به تکوین هیچ نوع علاقه استوار و ثابتی نمی گردد،به خاطر اینکه دوست برای مشارکت یک نوع بازیگری موقت پایین می آورد،و هیچ جای تردید نیست که این خود عامل بسیار خطر ناکی است که بر احساس محبت و اعتماد متقابل طرفین،زیان می رساند محبت و اعتمادی که امکان ندارد رشد و نمو کند مگر همراه یک نوع استمرار و دوام در قالب یک زندگی زناشوئی شکل گرفته و استقرار یافته کامل،زیرا علاقه جنسی که خارج از دایره زناشوئی باشد عادتا در نهان و خفای کامل قرار می گیرد به خاطر اینکه طرفین از اطلاع یافتن همسایگان واز بگو مگوی دیگران درباره محبت و دلبستگی خود می ترسند،و یا اینکه بیم آن را دارند که مبادا این کار منجر به کنار نمودن یکی از ایشان در شغل و وظیفه اش گردد.علی ای حال در اینگونه علاقه و دلبستگی معمولا عواملی هستند که موجب پنهان نمودن محبت طرفین و مستور نگهداشتن این امر از دیگران می گردد،و این عوامل در واقع از میزان هیجان دلبستگی و ارزش آن می کاهد.بدیهی است هنگامی که دو نفر(به خاطر ارزشهای حقیقی انسانی)همدیگر را دوست داشته باشند،هیچ گاه آنان مایل نیستند که این دوستی و محبت واقعی را از دیگران مخفی بدارند،بلکه بالعکس آنان دوست دارند که صراحت و درستی و اخلاص و پاکی محبت خویش را در انظار مردم آشکار و به اثبات برسانند،اما چه محبتی است که سعی بر آن است منزوی و پوشیده در چارچوب محدودیت طرفین بماند؟زیرا پنهان داشتن محبت و محدود و محصور نمودن آن،چه بسا به خاطر ترس و وحشت از آشکار شدنش،از بین برود و طرفین آن را بطور کلی از دست بدهند و به بوته فراموشی بسپارند.
نظرات شما عزیزان: